همونطور که گفتم از ۲ یا ۳ هفته دیگه امتحان های میان ترم شروع میشه که این باعث شده نسبت
به قبل بیشتر درس بخونم. هر چند زیاد بکوب نبود ولی خوب برای شروع خوبه تا ذره ذره شروع کنم
به خوندن واقعی. این هفته که میرم ارائه دارم و باید برم پای تخته توضیح بدم. یکم استرس دارم به
خصوص اینکه نصف کلاس هم دخترن که اگه سوتی بدی خیلی ستم میشه. اسلایدهام رو با پاورپوینت
درست کردم و چهارشنبه باید ارائه بدم.
خدا کنه اون ۱۰ دقیقه سریع تموم بشه و راحت بیام بشینم.
عروسی دیشب بدک نبود. یعنی مثل عروسی های دیگه بود دیگه. بزن و برقص البته من که فقط نظاره گر
بودم . البته نه رقص خانمها فکر منحرف نکنید منظورم رقصیدن اقایونه چون خودم اصلا رقصیدن رو دوست
ندارم فکر کنم تو عمرم ۲ یا ۳ بار بیشتر نرقصیده باشم که اخریش برای عروسی داداشم بود که البته بعد
ازاون دیگه نخواهم رقصید مگر اینکه...
البته تا اون روز حالاها حالاها مونده چون طرز زندگی ام طوری
که به دختر بر نمی خورم البته اگه خود دخترها بزارن . مثل همین بابا که تو دانشگاه که اگه همینطوری
بخواهیم ادامه بدیم میریم تو مخ همیدیگه. البته خدا کنه اون روز نرسه که اخر بدبختیه...
به هر حال ما پسرها به نگاه های دخترها حساس هستیم دیگه.
راستی دیروز که با رفیقم قرار گذاشتم که درباره ی ارائه ام باهاش حرف بزنم چندتا فیلم ازش گرفتم.
یکی از فیلمها اسمش لولیتا بود. عجب فیلمی بود.خیلی حال کردم بهتون پیشنهاد می کنم این فیلم رو
حتما ببینید. مردی که عاشق یک دختر هم به عنوان عشق زندگی اش و هم به عنوان عشق پدرانه
باهاش رفتار می کنه. از طرفی باهاش سکس داره واز طرفی مواظبش که اسیب نبینه و وظایف پدرانه
رو در قبالش انجام میده هر چند در اخر فیلم اون دختر ازش جدا میشه ولی خیلی فیلم قشنگی بود.
مامانم برام الان یک لیوان اب هویج اورد
چقدر حال داد. به به...![]()
منچستر لعنتی هم که دیشب باخت رفت سوم. حیف شد تو عروسی بودم نتونستم بازی رو ببینم.
داداشه می گفت مثل اینکه دارن کارتهای ازمون استخدام بانک رو میدن. باید یکسری برم سایتشون
ببینم چه خبره. اصلا نمی دونم از چی می خوان امتحان بگیرن که بشینم یکم بخونم. خدیا نوکرتم
یک کاری کن قبول بشم و استخدام بشم. آینده ام تضمین میشه اگه قبول بشم.
خلاصه این روزهای ما هم اینطوری هاست...
فعلا تا روزهای بعد![]()
![]()



