امروز بعداز ۲ هفته باید برم دانشگاه. راستش یکم دلم براش تنگ شده چون تو این چندوقت بهش
عادت کرده بودم تازه از بیکاری تو خونه که بهتره
.
این هفته میانترم اسمبلی هست. خدا کنه خوب امتحان بدم چون نمره اش تو پایانی تاثیر داره.
طنز مسافران باحال بودها. درباره ی سیستم های هرمی بود. با اینکه نامی از کوئست نبرد ولی تابلو
داشتن ار کاتالوگهای کوئست استفاده میکردن. وقتی حمید لولایی داشت با اون یارو تی وی نگاه میکرد
کاملا مشخص بود. کوئست وکیشن اینترنشنال. فکر کنم تا اخر عمرم این تجربه ام یادم نره.
شکست بدی بود...![]()
چه شانسی داریم ها همه تعطیلی ها افتاد اول هفته . شنبه رو هم که تعطیل کردن کلاس های
دانشگاه من همه اش اخر هفته است . هیچی تعطیلی به ما نخورد.هر چند ۳ یا ۴ هفته دیگه اولین ترم
تموم میشه. خدا کنه با این وضعیت گند نزنم به امتحان.
راستی روز تولد من افتاد پنجشنبه . من متولد ۱۹ اذر هستم ولی اون روز تو دانشگاه هستم نمی تونم
پست بدم به خاطر همین روز تولدم رو با یکروز تاخیر یعنی روز جمعه تو وبم جشن میگیرم.![]()
دوستانی که می دونن بیان... سعی می کنم پست جالبی برای اون روز بدم...![]()
اما جالب تر اینکه شب همون جمعه اولین سالگرد ازدواج داداشم هست که قرار بیان خونه ما و همه
خانواده دور هم جمع باشیم و از طرفی ۲۳ اذر هم تولد خواهرم هست. چقدر شیر تو شیر شد
به هر حال باید روز جالبی باشه.
تا حالا نشده برای من کسی تولد بگیره. راستش بچه که بودم به بقیه بچه ها حسودی ام میشد . چون
اخرین بچه خونه بودم و دیگه سنی هم از پدرمادر گذشته بود اونها هم که اصلا نمی دونن این کارها
یعنی چی. این اولین جشن تولد زندگی ام که خودم دارم برای خودم میگیرم.![]()
می دونید پدر مادرها فکر می کنن همه چی فقط خوردن و پوشیدنه. وقتی تی وی گاهی اوقات درباره ی
نیازهای جنسی یا عاطفی بچه ها صحبت میکنه حتی این جرات رو به خودشون نمیدن که حداقل گوش
کنن . سریع کانال رو عوض می کنن. به خاطر همین هم هست که اکثر پسرها و دخترها با هم دوستن
چون تو خونه کسی از نظر عاطفی بهشون نزدیک نبوده. به هر حال اینم معضلیه که با چند خط نمیشه
درباره اش صحبت کرد.![]()
خلاصه اینکه امروز رهسپار دانشگاهم...
تا روزهای بعد... ![]()


